تبليغاتX
شورش علیه ِ متن - اوين
 اوين
یکشنبه  7 / 1 / 2000  و چند ، باز  من  تونل
پرونده   بازپرس  اوين  اسير  سوء ظن   تونل
خاموش و سرد دايره هاي سرخٍ نور اين داخل
دارد  اگر شنل خرگوش و شال خز به تن تونل
چراغ نم كشيده ي ريزعلي كه دير مي جنبي
دست آخرش اسارت  ويلچر   فلج شدن تونل
يك عده  آمدند  زدند  با  كلنگ   حفر    ببين
انگشتهاي بي حس اش پر از گريستن تونل
سگانه در خودش  لب  پرتگاه  راه  مي افتد
دنبال ------------------------------------
ده ميل وصله سوزن خال روي تخت زندانبان
رفو   زده  هزار  بلوط   را  به   پيرهن   تونل
جنازه اش براي هميشه روي ريل مي ماند
ناباورانه  در  لثه هاي  مورچه ي  ترن  تونل

|+| نوشته شده توسط حمزه اولاد در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385  |
 
 
بالا